۱۲۸۱ هجري شمسي:تولد.شب سه شنبه 28 بهمن.
1302هجري شمسي :چاپ کتاب کوچک(انسان و حيوان).
1307هجري شمسي:نخستين اقدام صادق هدايت به خودکشي.
هدايت در پاسخ برادرش محمود که پرسيده بود: چرا اقدام به خودکشي کردي؟در نامه اي از پاريس به وي نوشت:(يک ديوانگي کردم به خير گذشت).
1308هجري شمسي:چاپ کتاب (فوايد گياه خواري).
1309هجري شمسي :استخدام در بانک ملي ايران.وي پس از اندک مدتي به شدت از اين شغل احساس نارضايتي مي کرد. در همين باره به دوستي نوشت:(از همان کاري که بدم مي آمد گرفتارش شدم).
هدايت نمايشنامه ي(پروين دختر ساسان) را در همين سال ها چاپ و منتشر کرد.
همچنين گروه موسوم به (ربعه) متشکل از صادق هدايت- بزرگ علوي- مجتبي مينوي و مسعود فرزاد در همين سال به وجود آمد.
تشکيل اين گروه در زمان خود يک واقعه ي مهم ادبي بود و خيلي زود بر سر زبان ها افتاد.مسعود فرزاد در اين باره گفته است:
(ما هر چهار تا جوان بوديم با اندک اختلاف سن. هر چهار تا فرنگ ديده و تحصيل کرده و به قول آن روزي ها زبان دان بوديم.و مهم تر از هم تا حدي بيگانه با جا و مکان خودمان و راغب به انديشه ها و افکار نو و باز مهم تر از همه آنکه هر چهار تن در زمينه ادبيات دست و پايي مي زديم.
مورد ديگر ترکيب جالب اين گروه بود. هدايت زبان فرانسه مي دانست بزرگ علوي آلماني مي دانست من انگليسي مي دانستم و مينوي عربي.با اين کيفيت هر يک از آعضاي اين گروه در مجموع مي توانست با اکثر رويدادها و حوادث ادبي جهان آشنا باشد.) 1309هجري شمسي:چاپ مجموعه داستان (زنده به گور).
1310هجري شمسي:چاپ(اوسانه) و چاب نسخت (انيران).
1311هجري شمسي:چاپ مجموعه داستان(سه قطره خون) و سفرنامه ي (اصفهان نصف جهان).
هدايت در همين سال از بانک ملي استعفا داد و به استخدام( اداره ي کل تجارت) در آمد.
1312هجري شمسي:چاپ مجموعه داستان (سايه روشن) (نيرنگستان) (وغ وغ ساهاب) و (مازيار). 1313هجري شمسي:استعفا از اداره کل تجارت و آغاز خدمت در وزارت امور خارجه.
و چاپ نخست(ترانه های خیام)در همین سال.
۱۳۱۵هجري شمسي:آغاز خدمت در شرکت سهامی کل ساختمان. چهار ماه بعد استعفا از این شرکت و مسافرت به هندوستان.
دکتر شیرازپور پرتو (شین پرتو) درباره ی این سفر نوشته است:
(وقتی خواستم به محل ماموریت خود ــ سفارت ایران در هند ــ بروم به خانه ی هدایت رفتم.خانواده هدایت از دست صادق ذله شده بودند و از من کمک خواستند که لااقل برای مدتی از شرش خلاص شوند. من با صادق دوست بودم و با خانواده اش هم روابطی داشتم. پیشنهاد کردم با من به هند بیاید. با خوشحالی پذیرفت. با هم به بمبئی رفتیم. به او جا و مکان دادم. ماشین تحریر قراضه ای به او دادم تا سرش گرم شود. تا بوف کور آن اثر منحط را بتواند پلی کپی کند. من بودم که دست صادق این پسره ی لوس و ننر را گرفتم تا هند را ببیند و کار جفنگ بنویسد. حالا شما جوان ها هی مشغول او شده اید درباره اش مقاله و کتاب می نویسید که چه بشود.ادبیات که این مزخرفات نیست!)
محمد هدایت درباره ی این سفر برادرش نوشته است:
( رفت که زبان پهلوی را یاد بگیرد. این یکی را خودش خواسته بود. اما آنها دیگر(کارهای اداری) برایش طی کردن یک دوره ی محکومیت بود...در آنجا (هندوستان) پیش از همه تصمیم گرفت که بوف کورش را... همان عصاره ی وجودش را پلی کپی کند و بعد زیرش بنویسد:
(طبع و فروش در ایران ممنوع) 
چرا؟چون می ترسید که به دلایلی نتواند در دیار خود افکارش را به دیگران بفهماند. او در دیاری غریب فرصت یافته بود که ادعانامه ی جاودانه ی خود را علیه (رجاله ها) علیه پوچی و بیهودگی زندگی علیه زمان و مکان حتی گذشته حال و آینده در نسخه های معدود چاپ کند. و سپس دنیا را برای یک مشت (آدم های بی حیا چاروادار و چشم و دل گرسنه) بگذارد و برود...وقتی این اثر به ایران آمد ولوله ای در بین جماعت افتاد...)
۱۳۱۶هجري شمسي:استخدام مجدد در بانک ملی ۲۲/۸/۱۳۱۶
۱۳۱۷هجري شمسي:استعفا از بانک ۲۹/۱۱/۱۳۱۷
شروع خدمت در اداره ی کل موسیقی کشور. مجله موسیقی.
۱۳۱۸هجري شمسي:چاپ نخست کانامه اردشیر پایکان ترجمه از متن پهلوی. چاپ نخست (گجسته ابلیش)ترجمه از متن پهلوی.
۱۳۲۰ هجري شمسي: شروع خدمت در هنرکده هنرهای زیبا ۲۷/۸/۱۳۲۰ صادق تا پایان عمر کارمند دفتر هنرکده باقی ماند.
۱۳۲۱هجري شمسي:چاپ نخست (سگ ولگرد) مجموعه داستان.
۱۳۲۲هجري شمسي:چاپ نخست(گزارش گمان شکن) ترجمه از متن پهلوی.
۱۳۲۳هجري شمسي:چاپ نخست ترجمه داستان(مسخ) و آغاز همکاری با مجله(سخن).چاپ نخست مجموعه(علویه خانم) و (ولنگاری).
۱۳۲۴هجري شمسي: چاپ نخست(افسانه ی آفرینش).
۱۳۲۵هجري شمسي: تشکیل کنگره ی نویسندگان ایران. صادق هدایت در این کنگره عضو هیئت رئیسه بوده است.
دکتر پرویز ناتل خانلری در این کنگره درباره صادق هدایت گفته است:
(... در نوشتن داستان های کوتاه بزرگترین استاد معاصر ایران صادق هدایت است و وسعت و تنوع آثار هدایت در ادبیات اخیر ما نظیر ندارد.شاهکارهای او را در داستان های کوتاه باید جستجو کرد.در این داستان ها هدایت به وصف و نمایش نمونه های گوناگون توده مردم ایران پرداخته است.مهربانی و همدلی او با توقعات پایین اجتماع موجب شده است که به سراغ افراد طبفه ی محرومی برود که دیگران آنها را قابل توصیف و معرفی ندانسته بودند. داستان هایی که اشخاص آنها از طبقه ی متوسط شهری باشند در آثار هدایت هست. اما اشخاص برجسته که یاد آنها در ذهن می ماند کسانی از طبقه ی پایین ترند.
زمان های مختلف اشخاص متعدد و جور وا جور مکان های گوناگون و بلآخره همه چیز در آثار هدایت متنوع و رنگارنگ است. از همه مهم تر آنکه هر داستان آغاز و انجامی خاص خود دارد...
هدایت عشق سوزانی به وطن خود دارد. به دشمنان تاریخی ایران کینه ای شدید نشان می دهد. و این معنی در بسیاری از آثار او آشکارا به گذشت درخشان و پر افتخار ایران توجه خاص دارد و آموختن زبان پهلوی و ترجمه کتب متعددی از آثار ادیبان آن زمان نتیجه ی همین توجه است.)
۱۳۲۷هجري شمسي:چاپ نخست( پیام کا فکا ) .
۱۳۲۹هجري شمسي:عزیمت صادق هدایت به پاریس .
در این سفر هدایت برای خروج از کشور مشکلاتی داشت اما سرانجام با گرفتن گواهی پزشکی مبنی به اینکه وی مبتلا به (پسیکوز مغزی) شده است در تاریخ ۱۲ آذرماه ۱۳۲۹ موفق به خروج از کشور شد.
۱۳۳۰هجري شمسي:سرانجام در غروب نوزدهم فروردین ۱۳۳۰ در آپارتمان شماره ی ۳۷ کوچه ی( شامپی یونه) پاریس با گاز خود کشی کرد.

حیف است چراغی بدین روشنی خاموش شود...
از قول من به او (صادق هدایت) بگویید:
دنیا به شما احتیاج دارد. ( ژان ریشار بلوک )
|